پرنده ... ! 

     این روزها همه اش برام زجر آوره ...!

     اگه می دونستم وقتی بیاد تهران ، برام خبرهای بد داره ، می خواد بهم بگه که باید از تو

     بگذرم ، هیچ وقت برای اومدنش روزشماری نمی کردم .

     فکر می کردم وقتی بیاد یه عالمه خبر خوب داره . آخه من چند وقتی می شد که از تو

     بی خبر بودم ، ولی ای کاش هیچ وقت نمی اومد !

     هیچ وقت برای اون شب های لعنتی که برام ساختی نمی بخشمت !

     شب هایی که تا صبح توی اتاق قدم زدم و گریه کردم . توی بالکن ایستادم و

     تا مرز پرت کردن خودم رفتم . نمازها و اشک ریختن های شبانه ام . 

     من در برابرت مغرور نبودم ولی همیشه از برخورد سردت می ترسیدم برای همین

     همیشه منتظر بودم تا تو جلو بیای .

     هنوز هم وقتی می بینمت مثل یک کوه یخ هستی ! بعضی وقت ها شک می کنم که تو

     همون پرندۀ مهربون و شیطونی هستی که من می شناختم؟!

     در طول یک ماه چی شد که همه چیز رو تموم کردی ؟ گناه من چی بود؟

     چه خطایی کردم که تاوانش اینقدر سنگینه ؟ چرا نمیای جواب بدی؟

     فقط بلدی سکوت کنی؟

     دیگه خسته شدم ...

     چرا رفتی با اون ...؟! چرا ؟ می خواستی عذابم بدی؟ 

     می دونی تو این چند سال من چی کشیدم؟ 

     تو هیچی نمی دونی ! می دونم برات مهم هم نیست که بدونی !

     اینا دیگه هیچ کدوم جوابشون برام مهم نیست ! مشکل من اینه که تا آخر عمرم

     باید تو رو ببینم ! چون با هر بار دیدنت تمام خاطرات برام مرور میشه و هربار

     من باز هم می شکنم ...

/ 24 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی

ازسرکوی توبادیده تر خواهم رفت چهره آلوده به خوناب جگر خواهم رفت تانظرمیکنی ازپیش نظرخواهم رفت گرنرفتم زدرت شام سحر خواهم رفت

علی

راستی اگه قراره ازش بگذری چراباید تااخرعمر ببینیش؟؟؟؟[تعجب]

دفتر عشق

ميبيني عزيزم که چقدر دنيا بي وفاست؟ ميخواهند ما را از هم جدا کنند ! ميخواهند کاري کنند که ما در حسرت هم بنشينيم! خورشيد ديگر براي ما نمي تابد ، حتي او نيز دلسوز ما نيست ! سلام دوست عزيز دفتر عشق به روز شد منتظر حضور شما هستم شاد باشي

مامان بهنیا

سلام نسترن عزیزم باز هم که دلت نا آروم شده بیچاره بهنیای من که [چشمک] دوست گلم آروم باش و همه چیز را به زمان واگذار کن[گل][قلب][ماچ]

تارا

سلام عزیزم دلم نیومد تو وبلاگ قشنگت که به دل میشینه نظر ندم ولی شیطون به من که نگفتی اون کیه که دلتو برده[نیشخند] عاشقی جرم قشنگیست به انکار مکوش[قلب]

rocio

از اونجایی که دل به دل لوله کشیه [سبز] میخواستم عنوان کامنتمو بذارم امید اما اون لحظه هیچ امیدی در من نبود گفتم میذارم [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] ناامیدی اما دیدیم اینم خوب نیست پس گذاشتم عنوانی ندارد

rocio

تقصیر من نیستا... این خنگه گلا رو اونجا گذاشت [شوخی][نیشخند]

دختر تنها

سلام نسترن نازم... می دونم بی معرفتم.. می دونم[گریه][گریه][گریه]

دختر تنها

آبجی جونم اللهی فدای دل تنگت بشم.. قربونت برم تو که از من داغون تری... اومده بودم واست دردودل کنم... مثل قدیمها.. تو بهترین دوست نرگسی... اما نازنینم تو که مثل من....[گریه][گریه]

دختر تنها

گلم قصه نخور... فدات شم...به خدا منم مثل تو خورد شدم.. منم این روزا فقط گریه کارمه.. فقط حسرت خوردن.. نسترنم تو رو خدا شاد باش.. می دونم حالا میگی تو که این حرفو می زنی چراخودت.....[گریه][گریه][گریه] نمی دونم بخدا... نسترنم دوست دارم