روش های درس خواندن پسرها و دخترها

    دخترها :

        بعضی از اونا واقعا می خونند حالا چی می خونند خدا می دونه ولی واسه

        اینکه تابستون راحت باشند و به بهانه کلاس سنتور ٬ نقاشی و .... با

        دوست پسر عزیزشون برن عشق و صفا و .... ( به دلیل مسائل غیر اخلاقی

        بقیه شو نمی نویسم ! ) درس می خونند .

        وقتی میرند سر کتاب ٬ تا یکی دو ساعت دیگه کلشونو از رو کتاب برنمی دارند .

        عادت دارند زیر مطالب کتاب خط بکشند که بعدا بخونند .

        بعضی هاشون هم که مثلا درس می خونند ٬ کتاب جلوشونه ٬ چشمشون هم

        روی کتابه اما حواسشون یه جای دیگه است .... ( پیش همون پسره که

        با هم رفتند ددر ) .

        یه عده ای هم هستند که به بهانه اینکه مشکل دارند زنگ می زنند به 

        دوستشون ٬ دوستشون هم از خدا خواسته حدود یک ساعت و اندی به طوریکه

        اشک و دود تلفن در میاد ٬ برای هم قصه بی بی چساره !!! تعریف می کنند .

        یه سری هم به دلیل اینکه دوست پسر ندارند و انگیزه ای برای دودر کردن

        کلاسها ندارند ٬ مجبورند خر بزنند تا برند دانشگاه ( آخه شنیدن تو دانشگاه

        دوست پسر فراوونه ) .

    و اما پسرها :

        یا درس نمی خونند یا وقتی می خواهند بخونند باید حسش بیاد ٬ وقتی هم

        حسش میاد که شبه امتحانه .... یه کم که درس خوندند یه موردی پیش میاد

        و بهش خیره می شوند و به یه چیزی فکر می کنند بعد انگار که درس

        خوندند ٬ بلند می شوند میرند استراحت می کنند بعد از یک ساعت ! استراحت

        دوباره میرند می نشینند فکر می کنند ٬ وقتی فکرشون تموم شد ٬

        کتاب را ورق می زنند ٬‌ یه کم براندازش می کنند ٬ وزنش می کنند ٬ 

        استخاره می کنند ٬‌ برای خودشون تقسیمش می کنند می گویند تا ساعت

        فلان این قدر می خونم و تا ساعت فلان بقیه شو می خونم بعد میرند 

        استراحت کنند ٬ حین استراحت حسشون تموم میشه و حال ندارند برند 

        درس بخونند ولی چون می دونند فردا امتحانه پا می شوند میرند 

        سر کتابشون . همین جور که می خونند هیچی حالیشون نمیشه چون 

        جای دیگه فکر می کنند ( لازم به ذ کر است که هیچ وقت در هیچ موقعیتی 

        فکر نمی کنند فقط موقع درس خوندن فکرشون میاد ) بعد از نیم ساعت 

        دوباره میرند استراحت ٬ بعد از سه ربع ساعت می بینند خیلی دیر شده 

        دوباره میرند درس بخونند . این بار می خونند یه چیزایی هم یاد می گیرند 

        ولی چیزایی را که یاد نمی گیرند می گذارند که فردا از دوستاشون 

        بپرسند . یه کم هم به معلمشون فحش میدند می گویند که اینارو درس نداده .

        خلاصه آخرش نمی رسند کتاب را تموم کنند فردا میرند می بینند که

        دوستاشون یه چیزایی می گویند که تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون 

        خرد میشه اونایی که خونده بودند هم یادشون میره . به همین سادگی !

       

/ 33 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Meshki

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد . نمی خواهم بدانم کوزه گر از خواک اندامم چه خواهد ساخت ؟ ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی در پی دم گرم خوشش را بر گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدین سان بشکفد در من سکوت مرگبارم را .

Meshki

نفس در سینه می میرد از این سرمای روزافزون که سوزاند دل و دستم مفری نیست که بگریزم از این سرمای سوزان که این سرما زجنس درد و اندوه است و گرمای هزاران شعله آتش ندارد قدرت و یارای جنگیدن به پیش او امیدی نیست به گرما بخشی دستی که دلها مرده و جانها همه سردند فسونگر صولتی دارد هجوم تند این سرما که برده هرچه گرما را ز دلها کسی را جرات آن نیست که عشقی را صلا گوید که خودخواهی رسوب سخت دلها گشته و هرگز عشق با چنین ننگی به یک جا در نمی آید طلسم سال و ماه اکنون شده زنجیر بر دستان که کس دستی نمی یازد سوی تغییر این معنا دلی گر دارد انسانی فقط از بود خود مست است که دیگر دیگری مردست درون بطن این دلها چه باید کرد با دردی که درمانش نمی دانم چه آید برسرم ز این آسمانی درد بی درمان فغان زین سردی مفرط امان از درد بی درمان

Meshki

سلام خيلی عالی بود . آپ کردم دوست داشتی سر بزن .

گمنام

شروعي تازه مي خنديد ، براي انتهاي من و من از چشم خيس جاده ها ، راز وداع خواندم من راز عشق را مي دانم سلام نسترن عزيز من آپم و منتظرتم يا حق

حامد

نسترن جان نکتش همينه ديگه ... ( ‌best ) نمي خواي آپ کني ...

حبه انگور

سلام من اولين باذره که ميام اين جا وبلاگ خوبی داريد اگه خواستی به من هم سر بزن

فرید

سلام نسترن خانم... وااااااي !!!!! چقدر اومدن نظر دادن خوش به حالت شما نميخوای آپ کنی؟؟؟؟؟؟؟؟ منتظرم ها موفق باشي ..:::فريد:::..

حامد

سلام جالب بود ... ماشالله به تجربه !!!

سورن

سلام مطلبت راجع به پسرها خيلی اسيدی بود.. راستی آپ کن خودت رو بابا ...