تا میای بهشون عادت کنی می بینی یه هفتۀ با هم بودن تموم شده و شب آخره و همه باید

     ساک جمع کنن پیش به سوی خونه ... تازه اون موقع یادت می افته چقدر باهاشون 

     صمیمی شدی و چقدر تک تکشون رو دوست داری ...

     آخ ! اون موقع است که دلت می گیره ...

     هفته ای که گذشت جزء بهترین ها بود . مثل تمام مسافرت های یک هفته ای گذشته .

     دیر خوابیدن ها و زود بیدار شدن ها اونم با کتک !!! ، وضو گرفتن ها توی بدترین شرایط ،‌

     میزگرد های شبانه و سر به سر گذاشتن ها ، ‌خندیدن های بلند بلند و از هر طرف صدای

     هیس شنیدن ها موقع خواب ، نخوابیدن ها توی قطار(یه چیزی تو مایه های ریاضت کشیدن) ،

     سوژه کردن های آقای یه قدم مانده به شهادت !!!چشمک ، آخرین نفر بودن ها و تحمل

     نگاه های چپ چپ آقای ح ! و ...

     همه و همه تموم شد و ازشون فقط یه خاطره موند . خاطره ای که مطمئنا هیچ کدوممون

     فراموشش نمی کنیم .

     با وجود همۀ اینها ، من آخرش هم نفهمیدم من چرا گریه ام نمی گیره ؟!! سوال

     راستی ... هرکی داوطلب بود خودم گوشیشو می اندازم زیر قطار !!

     نبود ؟ نوشین تو نمی خوای ؟ نیشخند

     در آخر هم ... کاروان شهید صیاد جا نمونی ، یا علی ! خنده

  

/ 14 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
من و خودم

کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من و خودم

آهان من دارم می رم [نیشخند]خداحافظ[بغل]

rocio

مرسی عزیزم که به یادم بودی شرمنده ام نکن[خجالت] [ماچ] [گل]

نوشین

خیلییییییییییی خوش گذشت مخصوصا شب آخر توی قطار و کار ایثارگرانه آقای ح که چسبید به کف قطار و گوشی رو از لهیدگی نجات داد این کارش منو یاد دهقان فهمیده یا همون پترس فداکار میندازه [رویا]

فرید ( نشانی )

سلام نسترن خانم ... خوبی؟ ببخشید که زودتر نتونستم بیام و نظر بدم ............... همه ی اتفاقات خوب و بدی که توی زندگی واسمون میفته میتونه خاطره باشه ... مهم اینه که بتونیم خودمونو تو اون شرایط بسنجیم و کار درست رو انجام بدیم ... موفق باشی[گل]

مامان بهنیا

سلام خانومی همیشه به سفر و شادو سرخال[لبخند][گل][قلب]

rocio

سلام نسترن جان بهتره سخت نگیری که آقای ح همیشه کارشون اینه [چشمک]

rocio

البته اگه آقای ح نبود تو الان شرمنده ی نوشین بودی و نوشین به خونت تشنه.. خدا عمرش بده و همیشه سلامت باشه [چشمک] [نیشخند][چشمک]

فرید ( نشانی )

سلام... خوبی نسترن خانم... اپ کن دیگه ... حوصلمون سر رفت[نیشخند]. به تو چه[نیشخند][زبان] موفق باشی[گل]

همشهری

سلام همشهری ، ویژه 87 آخر سال ، وِزه 87 آخر سال ویزه 87 آخر سال توجه توجه توجه توجه توجه مهمترین رویداد 87 بهبهان چه بود ؟!! به نظر من دو رویداد مهم انجام گرفت که تلخ ترین و شیرین ترین اتفاق آن ورود و خروج آقایان .... پس برای اینکه با نظرات شخصی ام درباره مسائل بهبهان یا نوشته های وب بیشتر آشنا شوید، سری به سلام همشهری بزنید . به امید فردای بهتر .... . یا علی .