یک سال گذشت !

     یک سال از لحظه ای که پا گذاشتی توی لحظه هام، توی تنهای هام،

     توی من بودن هام تا ما بشیم، گذشت.

     اومدی، موندی و همیشگی شدی ...

     کلمات برای اون غوغایی که از شادی وجودت توی دلم هست، کم آوردن!

     فقط بدون که الان خوشحالترین توی دنیا ، منم.

     عزیزترینم، دوست داشتنی ترینم، تا ابد هستم، تا ابد باش ...لبخند

/ 10 نظر / 6 بازدید
طاهره

سلام نسترن عزیزم. دلم برات خیلی تنگ شده. عید رو هم بهت تبریک میگم و عوض عیدی ازت التماس دعا دارم. هر عید تو را غرق صفا میخواهم. هر روز تو را کامروا میخواهم. از بهر تو و هر که تو را دارد دوست... آرامش خاطر از خدا میخواهم. عید سعید غدیر خم مبارک باد!

نوشین

چقدر قشنگ[لبخند] برای جفتتون آرزوی خوشبختی می کنم

a

ای جان سالگرد آشناییتون مبارک آجی[ماچ] ایشالله سالگرد ازدواج و ..[قلب]

مبارکه انشاالله که 100 ساله به شه [ماچ]

مبارکه انشاالله که 100 ساله به شه [ماچ]

سایه

نسترن جون سلام عزیزم اتفاقی وبلاگتو دیدم از دیدن آدمای عاشق لذت میبرم. خدا عاشقارو دوست داره برام دعا کن منم عاشق بشم . منم بچه بهبهانم . دوست دارم جوابمو بدی. هر روز چک میکنم.

شب نویس

درود. قهوه ای برایت دم داده ام تلخ تر از زهر شکر......نوش جان نسل ما و به سلامتی نسل های بعد از ما[دلشکسته]

ابراهیم- حاج محمدی

گر چـــه رامت شـــــد دلم ماننـــد میش از پیش ازین همچنـــان می باشد این دل ریش ریش از پیش ازین هرگــــز آیا در حقـــــت از من گناهی سر زده است ؟ پس چـرا خواهی مرا خاطـــر پریش از پیش ازین ؟ تا بکی نوشـــــانی ام هر لحظه نیشــــی تازه تر!!! خــــورده کـــم آیا دل من از تو نیش از پیش ازین ؟ از چه رو دلواپسی ، دیگر چــــه می خواهی بگو هــســــت از ما گر گرو پیش تو ریش از پیش ازین ؟ نیسـت شـــــأن تـــــو مگـــــر از بی وفائی ها أجل ؟ پس چرا هستـــــت جفا آیین و کیـش از پیش ازین ؟ هـــــر دو دستـــــم از ســـــر تسلیــم بالا شد که کرد مهـره چینی های چشمت مات و کیش از پیش ازین هر چه ســــر زد از من ، از تو ذرّه ای پنهان نماند علـــــم غیبت هست یا داری تو دیش از پیش ازین؟ دل سپردم من به دستــت جورت افزون شـد ، چرا ؟ سرزنش هـــا دیده ام از قوم و خویش از پیش ازین گر چـــــه پی در پی دلــم را کرده ای خون خوب من دوستـــــت دارم من امّــــا بیش ، بیش از پیش ازین

ابراهیم- حاج محمدی

گر چـــه رامت شـــــد دلم ماننـــد میش از پیش ازین همچنـــان می باشد این دل ریش ریش از پیش ازین هرگــــز آیا در حقـــــت از من گناهی سر زده است ؟ پس چـرا خواهی مرا خاطـــر پریش از پیش ازین ؟ تا بکی نوشـــــانی ام هر لحظه نیشــــی تازه تر!!! خــــورده کـــم آیا دل من از تو نیش از پیش ازین ؟ از چه رو دلواپسی ، دیگر چــــه می خواهی بگو هــســــت از ما گر گرو پیش تو ریش از پیش ازین ؟ نیسـت شـــــأن تـــــو مگـــــر از بی وفائی ها أجل ؟ پس چرا هستـــــت جفا آیین و کیـش از پیش ازین ؟ هـــــر دو دستـــــم از ســـــر تسلیــم بالا شد که کرد مهـره چینی های چشمت مات و کیش از پیش ازین هر چه ســــر زد از من ، از تو ذرّه ای پنهان نماند علـــــم غیبت هست یا داری تو دیش از پیش ازین؟ دل سپردم من به دستــت جورت افزون شـد ، چرا ؟ سرزنش هـــا دیده ام از قوم و خویش از پیش ازین گر چـــــه پی در پی دلــم را کرده ای خون خوب من دوستـــــت دارم من امّــــا بیش ، بیش از پیش ازین