پرنده آزاد من ...!

     مدت هاست که برای شنیدن صدای تو باید از پشت درهای بلند و بسته بگذرم

     ولی هیچ گاه به منبع صدا نمی رسم .

     مدت هاست که در انتظار گشودن در قلبت هستم تا من هم وارد شوم 

     و گوشه ای کوچک را از آنِ خود کنم .

     مدت هاست که شکست را با خود یدک می کشم ٬ نمی دانم چرا شکست های من

     مبدأ پیروزی نیست ؟

     مدت هاست که تنهای تنها ٬ در انتظار یک نگاه ٬ یک صدای آشنا در گوشه ای

     نشسته ام و در حسرت یک آرزوی باطل روزم را شب و شبم را روز می کنم .

     امروز که چند سال بزرگتر شده ایم ٬ دنیای من و تو از هم جدا شده ٬ دیروز

     دنیای من و تو یکی بود ولی امروز خرابه ای بیش از آن باقی نمانده است ...!

/ 5 نظر / 5 بازدید
سپيده

اين دوران زود ميگذره ولی حرف هيچ کس را گوش نميکنی چون معتقدی که اين اتفاق فقط برای تو افتاده!الان نمی فهمی وقتی فهميدی خبرم کن.

قطره

در مورد اتفاقاتی که برات افتاده نظری نمی دم چون هيچی هم نمی دونم اما در مورد سبکی که می نويسی اگه بخوای هميشه همينطور خطاب به يک شخص بنويسی ممکنه خواننده هات و از دست بدی يعنی يکنواخت می شی...ببخش اگه فضولی کردم

فرید

سلام... خوبی؟ نوشته زيبايی بود... مشکوک شدی؟ خبريه.... ببخشيد که نتونستم بيام معذرت ميخوام اميدوارم که هميشه موفق باشی ..:::فريد:::..

نوشين

آسمان آبی است مگر شک داری؟ زندگی سهم کمی نيست مگر شک داری؟ در رگ زنده اين هستی خواب آلوده باور معجزه جاريست مگر شک داری؟ من اگه بفهمم کی دلتو شکسته خودم چشماشو در ميارم اصلاٌ می دونی فرق تو با خون چیه؟ خون میره تو قلب برمی گرده ولی تو بری تو قلب دیگه برنمی گردی اصلا اون لیافت نداره بری تو قلبش

فرید فوتبالی ( نشانی )

سلام خوبی پرنده آزاد --------------------------------------------------------- زندگی چیزی نیست که میبینیم... زندگی آن چیزیست که به یاد می آوریم --------------------------------------------------------- منتظر آپت هستم خودمم سعی میکنم که زودتر آپ کنم امیدوارم که همیشه موفق باشی تا بعد ..:::فرید:::..