بهشت و جهنم

     شخصی از پروردگار درخواست نمود به او بهشت و جهنم را نشان دهد . خداوند

     پذیرفت و او را وارد اتاقی نمود که مردم در اطراف یک دیگ بزرگ غذا نشسته بودند .

     همه گرسنه و ناامید و در عذاب بودند . هر کدام قاشقی داشتند که به دیگ می رسید

     ولی دستۀ قاشق ها بلند تر از بازوی آنها بود به طوری که نمی توانستند قاشق را

     به دهانشان برسانند ٬ عذاب آنها وحشتناک بود . آنگاه خداوند به او گفت اینک

     بهشت را به تو نشان می دهم ٬ او به اتاق دیگری که درست مانند اتاق اولی بود

     وارد شد . دیگ غذا ٬ جمعی از مردم و همان قاشق های دسته بلند . ولی در آنجا

     همه شاد و سیر بودند . آن مرد گفت: نمی فهمم چرا مردم در اینجا شادند در حالی که

     شرایط با اتاق بغلی یکسان است ؟

     خدا تبسمی کرد و گفت: خیلی ساده است ٬ در اینجا آنها یاد گرفته اند که یکدیگر را 

     تغذیه کنند . هر کسی با قاشقش غذا در دهان دیگری می گذارد چون ایمان دارد 

     کسی هست غذا در دهانش بگذارد ...

   

/ 36 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مدير

http://www.footballmahallat.blogfa.com سری بزنید ممنونم

نازی

اگه تونستی یه سر به ما هم بزنی خوشحال میشم

حالگير

سلام چرا اینقدر دیر به دیر آپ میکنی آپم ومنتظر نظراتتون هستم

سعید

مرسی از نظر لطفت نسترن جان. بگو چه کتابی و میخوای تا اگه داشتم امانتی واست پست کنم. موفق باشی.

حالگير

سلام ممنون از لطف و نظرای زيبات پس امسال محرم حسابی حالتون گرفته بود جدی بگم که امسال عاشورا هوا حسابی اينجا گرم بود متاسفانه بندر عباس را سه شرکت ای دی اس ال پشتيبانی ميکنه پارس اون لاين - دابکو - مستر کارت احتمال داره از ماه بعد سرويسمو عوض کنم انشاالله در امتحاناتتون هم موفق باشيد و منتظر آپتان ميمونم

امین

سلام ۵ مطلب ارسال کردم يه سر بزن خوشحال ميشم نظر هم بدهی

شبنم

سلام نسترن جونم خوبی؟ وبلاگم آپ شد خوشحال می شم اگه بهم سر بزنی

گلين-کامران

کامران نامزد منه... اما من فقط اذيتش می کنم و اين وبلاگ و ساختم تا بچه بازی هامو توش بنويسم و اعتراف کنم الانم هس ...

سعید

سلام تو که گفتی آپی شيطون!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! من اومدم اما!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! موفق باشی.