.::پرندۀ آزاد::.
"در نگاه کسی که پرواز را نمی فهمد هرچه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد"
دوشنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸٦
 

    سلام پرندۀ آزاد ...

     تا حالا به این فکر کردی که اگه یه روز بال یه پرندۀ آزاد دیگه مثل خودت رو

     بگیری و باهاش بری تا اوج ٬ من تنهایی چیکار کنم ؟

     شب ها وقتی به تو فکر می کنم به اینجا که می رسم چشم هامو می بندم و

     اون وقته که فکرم با اشک هام قاطی میشه ...

     پرنده ! واقعا ممکنه یه روز این اتفاق بیفته ؟

     واقعا ممکنه تو تمام خاطرات با هم بودنمون رو فراموش کنی و بری ؟

     اگه تو بری ٬ من تنهای تنها میشم . تنهاتر از همیشه .اونوقت من می مونم و

     یه خدایی که اون بالا بالا هاست . همون خدایی که تو این چند سال دوری از تو

     هیچ وقت تنهام نذاشت . همیشه همراهم بود .

     هر وقت دلتنگ تو شدم ٬ برایم سنگ صبور شد و به تمام دلتنگی هام گوش داد .

     خدایی که به جای برگشتن تو ٬ باید ازش دو تا بال بخوام تا اگه رفتی بتونم مثل تو

     اوج بگیرم و آزاد باشم .

                         اما من می خوام اوج گرفتن و آزادی ام هم با تو باشه ...