.::پرندۀ آزاد::.
"در نگاه کسی که پرواز را نمی فهمد هرچه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد"
سه‌شنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٩
 

 

     چقدر لحظه ها زود گذر شدن!

     امروز بیست روزه که یه تابستونه دیگه هم تموم شده!

     با تموم شدنش یاد وقتایی افتادم که از همه تابستونا متنفر بودم.

     ولی امسال فرق داشت، امسال بعد از پنج یا شش سال (نمی دونم، دیگه حسابش

     از دستم در رفته چون خیلی وقته که گذشته برام مهم نیست.) اولین تابستونی بود

     که با همه تابستونا فرق داشت.

     توی این تابستون، تو بودی و یه دنیا عشق و دوست داشتن و آرامش و شادی ... لبخند

     اگه پرنده نبود، اگه رفتنش نبود، اگه اون آدم مزخرف با کارهای مزخرف تر از خودش نبود،

     الان تو و بودن هات و تمام خوبی هات لمس شدنی نبود. لبخند

     دارم به حکمت کارهات فکر می کنم خدا ...

     به شاکی بودن های اون موقعم و شاکر بودن های حالام ...

     ممنون خدا ماچ